
چرا عبدالله نوری و موسوی لاری گفتند اهل مخاصمه با نظام نیستیم؟/ عزم جریان خاص برای ارائه یک اسلام جعلی و فراشیعه!
تاریخ : 11 فروردین 1394

تنظیمات متن :
رنگ پشت متن

سایز متن
21
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابهلای رسانههای کشور میپردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیلهای موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
***
وقتی ترکان توسط معاون اول رئیس جمهور تکذیب میشود
اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور روحانی در گفتوگو با ویژهنامه نوروزی روزنامه اعتماد در پاسخ به این سؤال خبرنگار که از وی میپرسد: «آقای ترکان گفتهاند سال آینده سال افشاگری است. آیا قرار است مصادیق تازه (از فساد)! رو شود»؟! جواب داده است:
راجع به حرفی که دوستان میزنند از خودشان توضیح بخواهید. چه صحبت آقای ترکان یا صحبت آقای رحمانی فضلی درباره پول کثیف.
خبرنگار اعتماد در این لحظه از جهانگیری میپرسد: «سیاست دولت در این حوزه چیست»؟! و معاون اول رئیس جمهور پاسخ میدهد:
سیاست دولت اصلاً افشاگری و پردهدری نیست.اطلاعرسانی شفاف به مردم است تا در جریان اوضاع کشور قرار بگیرند.
*اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس جمهور، اواخر سال گذشته در گفتوگو با روزنامه ایران تهدید کرده بود که سال آینده سال افشاگری است! و در اظهاراتی با مزاج انتخاباتی و مسبوق به سابقه گفته بود عدهای میخواهند در سال 94 با پولهای کثیف وارد بازی سیاسی شوند ولی ما سکوت نخواهیم کرد!
صحبتها و تأکید جهانگیری مبنی بر اینکه سیاست دولت افشاگری نیست در اشاره مستقیم به همین اظهارات بیان شدهاند.
در عین حال باید دانست که بازی مفسدنمایی نیز راه به جایی نخواهد برد زیرا متأسفانه صداهایی از درون دولت محترم، بدترین فسادهای مالی ممکن و حتی بزرگترین فسادهای قرن! و یا حیف و میل شدن 700 میلیارد دلار را نیز بی هیچ سند و مدرک متقنی و با اظهاراتی نظیر «اگر این ادعا غلط است، حاضرم حرفم را پس بگیرم» و «دوستان میگویند اینطور است»! به دولت قبل ربط دادهاند و لذا متصور نیست که در زیر این پیراهن، آستین دیگری هم باشد!
در اینجا باید اشاره کرد که وقوع فساد در هر دولتی محتمل است، کما اینکه در همین دولت نیز ماجرای رانت 650 میلیون یورویی رخ داد و لذا اینکه عدهای بخواهند به بهانه یک دستمال قیصریه را به آتش بکشند و اینطور القا کنند که در مقامات دولت (و یا یک دولت خاص) عزم فساد وجود داشته است کاری ناصواب به نظر میرسد.
اکبر ترکان و علی یونسی، دو مشاور و دستیار رئیس جمهور روحانی هستند که هرازگاهی برخی اظهارات آنها سبب ایجاد حاشیههایی برای دولت محترم شده است.
***
عزم جریان خاص برای ارائه یک اسلام جعلی و فراشیعه!
ماهنامه ایران فردا در آخرین شماره خود و در بخشی از یک یادداشت تحت عنوان «چرا از اسلام رحمانی میهراسند؟» به قلم فردی به نام ک.ر نوشته است:
اکنون که بسیاری از نیروها در ایران به ضرورت طرح پررنگ و جدی این گفتمان (اسلام رحمانی) به مثابه یک شعار فراگیر رسیدهاند، در آن سو نیز کسانی از طرح چنین شعاری به هراس افتادهاند؛ چنانکه هر روز سخنانی حیرتانگیز در باب اسلام رحمانی شنیده میشود: «منافقین جدید و لیبرالها با شعار اسلام رحمانی در حال بازگشت هستند»؛ «اسلام رحمانی اسلام متحجران است»؛ «اسلام رحمانی برای تقابل با اسلام ناب مطرح میشود»؛ «اسلام رحمانی همان اسلام اومانیستی و غربگرایی اسلامی است»؛ و ... تنها چند نمونه از این اظهارات است که در آن، نشانه هراس از ظرفیتهای جدی و فراگیر شعار «اسلام رحمانی» را به خوبی در ذیل اتهامهایی که طرح میکنند میتوان دید. بر اهل نظر پوشیده نیست که این قبیل اتهامات تنها مصرفی سیاسی برای بسیج کردن نیروهای «خودی» در مقابل گفتمان رو به رشد اسلام رحمانی دارد!
*جریان سیاسی خاص با قرائت اصیل و ناب از اسلام و تشیع مخالفتهای نظری و تریبونی فراوانی را ابراز کرده است.
در همین راستا بحث «قرائتهای مختلف از دین»! که به گواه محققین اروپایی نیز فرمولی فراماسونی برای تقبیح حقیقت ناب است نیز در گفتار و نوشتار برخی مستشرقین و کسانی نظیر سروش مورد اشاره قرار گرفته است تا به این واسطه راه بر ارائه قرائتهای مختلف و دچار انفکاک از تفکر ناب شیعی هموار شود.
چهرههای جریان خاص صراحتاً در کتب خود اذعان کردهاند که راه پیشرفت از دروازه لیبرالیسم میگذرد اما اسلام کسانی همچون شهید شیخفضلالله نوری(بخوانید اسلام ناب) با لیبرالیسم کمتر از 5 درصد تطابق دارد!
یکی از همین چهرهها نیز اواخر سال گذشته در یک سخنرانی اعتراف کرد که منظور ما از اسلام ناب «اسلام فراشیعه»! است.
این چهرههای خاص با عنایت به حقایق مذکور در صدد ارائه تعریفی خاص از اسلام برآمدهاند که توانایی تطابق با لیبرالیسم را داشته باشد. یعنی به اسم رفع خشونت؛ با قصاص و جهاد در راه حق زاویه ایجاد کند؛ از صدور انقلاب تبرّی بجوید و به اسم صلح و تنشزدایی؛ در مقابل استکبار جهانی سر تعظیم فرود بیاورد.
کما اینکه در نوشتهها و گفتههای همین افراد حضور حزبالله در سوریه تقبیح شد، رسماً با حکم آسمانی قصاص مخالفت شد، صدور انقلاب اسلامی به معنای نشستن و تلاش صرف برای تسخیر قلوب! معنی شد و قص علی هذا...
در اینجا باید تأکید کرد که عبارت اسلام رحمانی که صرفاً در کلام چهرههای یک جریان سیاسی خاص در ایران مورد استفاده قرار میگیرد بر این ماهیت ابتنا یافته که حقیقت متکثر است در حالی که بر اساس آموزههای اسلامی، شیعی و عقلی، «حقیقت» یکتاست و اگر هم کسی در ابتدای امر از یکی از شعوب حقیقت به آن نزدیک شود؛ با تدبر و تعقل متصل به وحی و منهای نفسانیت به محتوای اصیل رهنمون خواهد شد.
اسلام ناب اگرچه رحمان است اما به همان اندازه عزیز و جبّار هم هست و هر اندازه که بر عطوفت تأکید دارد اما بر رعایت حق قصاص هم اصرار میورزد.
منها کردن یک یا چند خصیصه از اسلام سبب ارائه قرائتهای جعلی از حقیقت ناب خواهد شد.
***
چرا عبدالله نوری و موسوی لاری گفتند اهل مخاصمه با نظام نیستیم؟!
عبدالله نوری، فعال سیاسی اصلاحطلب در مصاحبه با ویژهنامه نوروزی شرق گفته است: اصلاحطلبان سرِ ستیز (با نظام) را ندارند.
او در بخش دیگری از مصاحبه خود گفته است: اگر جریان اصلاحطلب منسجم باشند و انتخابات آینده مجلس را جدی بگیرند، میتوانند تأثیرگذار باشند. تأثیرگذار بودن نه به معنای اینکه هرچه اصلاحطلب است به مجلس برود. ولی اینکه ترکیب مجلس دهم شبیه ترکیب دولت فعلی باشد به نظر من امکانپذیر است.
وی همچنین درباره مسئله هستهای گفته است: در ارتباط با موضوع هستهای از کارشناسان علوم سیاسی و روابط بینالملل، اقتصاددانان، سیاسیون و همه صاحبنظران و دلسوزانی که قلبشان برای ایران میتپد نظرخواهی شود. در قانون اساسی نیز برگزاری رفراندوم به عنوان راهکاری برای موضوعات مهم و سرنوشتساز پیشبینی شده است!
نوری در بخش پایانی مصاحبه خود نیز در خلال جملهای گفته است: تنگناهای معیشتی و اقتصادی در زندگی بخشی از مردم نگرانکننده است و میتواند در انتخابات بعدی تأثیرگذار باشد!
*در اشاره به صحبتهای نوری ارائه تحلیلهای زیر ضروری به نظر میرسد.
یکم: در باب اینکه عبدالله نوری که زمانی بر جدی گرفتن مطالبات چیزی به نام جنبش سبز! تأکید داشت؛ گفته است اصلاحطلبان با نظام سر ستیز ندارند باید از جهت خوشبینی اشاره کرد که مگر غیر از این است که یک جریان سیاسی داخلی نباید قصد معارضه و ستیز داشته باشد؟!
و همچنین آقای نوری چه ضرورتی را همانند عبدالواحد موسوی لاری احساس کرده بود که در اواخر سال گذشته در یک میتینگ سیاسی اعلام کرد که اصلاحطلبان قصد معارضه و براندازی ندارند؟!
این صحبتها در حالی است که اصلاحطلبان به واسطه عملکرد جمعی و سیاسی خود در دو رخداد مهم کوی دانشگاه در سال 78 و انتخابات سال 88 مورد سؤالات جدی قرار گرفتهاند.
سؤالاتی که محمد خاتمی در سال گذشته، طی یک سخنرانی محفلی، از آنها تعبیر به «بدبینی» و اذعان کرد که اصلاحطلبان باید این بدبینیها را حذف کنند.
او بعداً در صحبتهای محفلی دیگری، بیان کرد که اصلاحطلبان باید بهواسطه اشتباهاتشان عذرخواهی کنند؟!
به نظر میرسد این صحبتهای وی که تحلیلیهایی را مبنی بر «احتمال عذرخواهی خاتمی» حتی در میان اصلاحطلبان نیز برانگیخت اما اکنون وارد فرایندی شده است که اصلاحطلبان ستادی مبرّز قصد دارند طی آن نقش عذرخواهی یا همان توبه خاتمی را به گردن بگیرند و بدبینیهای اشاره شده را با هزینه کمتری حذف کنند.
اما میتوان گفت که حتی اگر تمام اصلاحطلبان ستادی هم از براندازی و فتنه ابراز برائت کنند اما از آنجا که محمد خاتمی توسط خود آنها «پرچمدار»! نامیده شده است؛ تا شخص خاتمی وارد این جایگاه نشود و رسماً عذرخواهی نکند؛ هیچ بدبینیای رفع نخواهد شد و جریان سیاسی خاص، کماکان از سپهر سیاست رسمی کشور حذف و منفصل خواهد بود.
دوم: نوری در قسمت دوم اشاره شده از صحبتهایش نیز از راهبرد اصلاحطلبان ستادی درباره انتخابات مجلس دهم حمایت کرده است.
راهبردی که اگرچه کسانی همچون عارف و کواکبیان با تئوری برد حداکثری خود نسبت به آن ابراز بیگانگی کردهاند اما معاریف اصلاحطلب اذعان کردهاند که راهی جز پیروزی حداقلی (با شعار حتی یک اصولگرا کمتر!) برای جریان اصلاحات وجود ندارد.
البته اینکه مجلس آینده با اکثریت طرفدار دولت تشکیل شود نیز امری دور از واقعیتهای صحنه به نظر میرسد اما منحیثالمجموع معنای راهبرد «برد حداقلی» اصلاحطلبان این است که در صورتیکه از مجموع اصولگرایان کنونی مجلس؛ یک نفر هم کسر شود و به مجلس آینده راه نیابد؛ آنها (اصلاحطلبان) ادعای پیروزی خواهند کرد. کما اینکه در عین بیعملی، سکون و عدم حمایت رسمی از شیخ حسن روحانی در سال 92 اما ادعای سببسازی برای پیروزی رئیس جمهور روحانی کردهاند.
سوم: درباره رفراندومخواه شدن آقای نوری نیز که بعد از صلای اخیر رئیس جمهور روحانی درباره رفراندوم بیان شده است؛ ارائه توضیحات بیشتر ضروری به نظر نمیرسد و سابقه ذهنی افکار عمومی در موضوع رفراندومخواهی برخی سیاسیون جریان خاص در باب مسائل اصلی کشور، برای یک تحلیل اصولی کفایت میکند.
و چهارم: درباره تنگناهای معیشتی و اقتصادی مردم و اینکه به گفته عبدالله نوری در انتخابات آینده تأثیرگذار خواهند بود باید اشاره کرد که جریان خاص طی 2 سال گذشته با همین هدف انتخاباتی بود که تلاش فراوانی را در زمینه مفسدنمایی از نظام، کمرشکن و فلجکننده خواندن تحریمها و سخت بودن معیشت مردم در ایران بعمل آورد.
آنها (همانطور که محمدرضا خاتمی، برادر محمد خاتمی نیز اخیراً در یک مصاحبه اعلام کرد مردم کلید حل مشاکل اقتصادی خود را در دست اصلاحطلبان میجویند!!!) قصد دارند با این مشکلنمایی و مفسدنمایی، جریان خود را بعنوان قهرمان اقتصاد مطلوب و مبارزه با مفاسد! جلوه داد و از این راه، شاهماهی انتخاباتی صید کنند.
این در حالی است که اولاً صحبتهای این افراد بگونهایست که انگار در دوران سازندگی و اصلاحات به تک تک مردم ایران خانه و ماشین هدیه میشده است! و ثانیاً آنها پاسخ نمیدهند که چرا مسئله تحریمها و سخت بودن معیشت مردم به یکباره طی 3 سال گذشته در ادبیات آنها درشتنمایی شده است؟!
پاسخ برخی از آنها به این سؤال این است به دلیل قصور و تقصیرهای دولت احمدینژاد بوده که اتفاقات مورد ادعای آنها رخنمون شده است.
جالب آنکه همین پاسخ نیز به این معناست که دشمنان ایران اسلامی تا قبل از احمدینژاد در حال ارائه تخفیف و آسانگیری نسبت به ایران اسلامی بودهاند!
لازم به ذکر است طبق آمارهای اعلام شده از سوی چهرههای اقتصادی کشور و گزارش نهادهای ذیربط؛ تأثیر تحریمها بر اقتصاد ایران کمتر از 30 درصد است و سطح نسبی رفاه در جامعه ایران نیز نسبت به سالهای اول انقلاب با رشد چشمگیر و غیر قابل تصوری همراه بوده است.
اگرچه اگر برخی اشتباهات، فتنهها، بدعملیها و نفسانیات نیز در برخی دولتهای روی کار آمده رخ نمیداد، یقیناً این پیشرفت غیر قابل انکار، از رشد و سرعت بیشتری برخوردار میشد.
منبع : فارسنیوز
نظرات :